در زمین عشقی نیست...
بی تو عبور از جاده های بی کس محال است...
قالب وبلاگ
[ چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:6 ] [ ابر بهار ] [ ]

خبر خیلی
تا آخر بخون . . .
با سلام خدمت همه عزیزان
متاسفانه باید یه اطلاع رسانی نه چندان خوب داشته باشم ولی ضروریه باید همه بدونیم!
یه سر برین قسمت تصاویر گوگل کلمات و (نام مبارک امام دهم ع ) رو سرچ کنین تا متوجه شین چه فاجعه ای رخ داده!!!!!!!!
به روح پاک امام علی النقی (ع) قسم همه ما مسئول هستیم تا جلوی این فاجعه رو بگیریم!
دوستان چه راهکارهایی به ذهنتان میرسه؟

به نظر من بیاید و تگ هایی با اسم مبارک امام عزیزمون در پست ها منتشر کنیم

کمک کنید این پست رو عده بیشتری ببینند... و به دوستان خبر رسانی کنید...

توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام

 
را با برچسب های نقی ,  naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع)emam naghi  در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود...



برچسب‌ها: Ya_emam_naghi, naghi, imam_naghi, emam_naghi, Imam_Muhammad_al_Jawad_al_Taqi
[ چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:49 ] [ ابر بهار ] [ ]
زنده باش و جاری
ولی به خاطر داشته باش: تنها کسی که در تمام عمر تو را همراهی می کند،خودت هستی،پس در هر کاری که انجام می دهی واقعا زنده باش.
دور و برت را با چیزهایی که دوست داری پرکن:
خانواده،حیوانات،خاطره ها،موسیقی،یک سرگرمی.هر چه که می خواهی.
خانه تو پناهگاه امن توست.ولی در آن زندانی نشو.
..


برگرفته از نظر آسمان جون


برچسب‌ها: عشق, زندگی, خانه, خانواده, خاطره
[ جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ ] [ 20:34 ] [ ابر بهار ] [ ]


ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﻬـــــــــــــﺍﻥ ﻛﺴﻲ

ﻫﺴﺖ ﻛﻪ

ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻧﺶ ﺭﻧﮓ ﺭﺧﺴﺎﺭﺕ ﺗﻐﻴﻴﺮﻣﻲ ﻛﻨﺪ

ﻭ ﺻﺪﺍﻱ ﻗﻠﺒﺖ ﺁﺑﺮﻭﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﻴﺒﺮﺩ

ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻣــــﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ،

ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ:ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺷﺪ

ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﺪ،ﻧﻔﺲ ﺑﻜﺸﺪ

ﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﺩ...

برچسب‌ها: عشق الهی, پشت سر هرمعشوق خدا ایستاده است
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 17:21 ] [ ابر بهار ] [ ]
غربت امام حسن جانسوز ترین غربت یک امام جامعه است.

درست است که امام حسین در کربلا غریب بود اما امام حسین در میان یاران خود غریب نبود، یاران امام حسین به او زخم زبان نزدند، یاران امام حسین به عمر سعد نامه ننوشتند که ما امام حسین را اسیر می کنیم و به تو تحویل می دهیم.

جانسوز ترین غربت امام حسن، غربت معماری و ساخت و ساز نیست! جانسوز ترین غربت امام حسن غربت خانوادگی در برابر همسرش نیست! جانسوز ترین غربت امام حسن غربت سیاسی اوست که در تشییع جنازه او،  با تیر باران جنازه اش ادامه پیدا کرد و 90 سال قبل با تخریب بقیع،  باز ما را به یاد غربت او در میان یارانش انداخت.



منبع: جنبش مرصوص marsous.blog.ir

برچسب‌ها: امام حسن, ع, امام غریب, تنهاترین سردار, بقیع
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:58 ] [ ابر بهار ] [ ]
غبارغليظ نفاق در زمان امام حسن(ع)

دوران دشوار هر انقلابى، آن دورانى است كه حق و باطل در آن ممزوج بشود. ببينيد اميرالمؤمنين از اين مى‌نالد: "ولكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنا لك يستولى الشّيطان على اوليائه ". در دوران پيامبر، اين‌طورى نبود. در دوران پيامبر، صفوف، صفوف صريح و روشنى بود. آن طرف، كفار و مشركان و اهل مكه بودند؛ كسانى بودند كه يكى‌يكى مهاجرين از اينها خاطره داشتند: او من را در فلان تاريخ زد، او من را زندانى كرد، او اموال من را غارت كرد؛ بنابراين شبهه‌يى نبود. يهود بودند؛ توطئه‌گرانى كه همه‌ى اهل مدينه - از مهاجر و انصار - با توطئه‌هاى آنها آشنا بودند. جنگ بنى‌قريظه اتفاق افتاد، پيامبر دستور داد عده‌ كثيرى آدم را سر بريدند؛ خم به ابروى كسى نيامد و هيچ‌كس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنه‌ روشنى بود؛ غبارى در صحنه نبود. اين‌طور جايى، جنگ آسان است؛ حفظ ايمان هم آسان است. اما در دوران اميرالمؤمنين، چه كسانى در مقابل على(ع) قرار گرفتند؟ خيال مى‌كنيد شوخى است؟ خيال مى‌كنيد آسان بود كه "عبداللَّه‌بن‌مسعود "، صحابى به اين بزرگى - بنا به نقل عده‌يى - جزو پابندهاى به ولايت اميرالمؤمنين نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همين "ربيع‌بن‌خثيم " و آنهايى كه در جنگ صفين آمدند گفتند ما از اين قتال ناراحتيم، اجازه بده به مرزها برويم و در جنگ وارد نشويم، در روايت دارد كه "من اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود "! اين‌جاست كه قضيه سخت است.

برچسب‌ها: امام حسن, ع, امام غریب, تنهاترین سردار, بقیع
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:53 ] [ ابر بهار ] [ ]

اى کریم اهل بیت از اعتراض خاموشت مى نویسم که چون نجابت گل هاى محمدى، عطر ایمان را در فضاى تنگ زیستن منتشر کرد؛

آنجا که مظلومیت تو، بى وفایى و سستى یارانت را تنهایى به دوش کشید. از تو مى نویسم که زهر خیانت، لخته هاى جگرت را از گلوى حق پرستت سرایز کرد و خاک مدینه به خون غربت بخشنده ترین شاخه امامت آشنا شد...


عامل شكست امام حسن(ع)نبودن تحليل سياسي در مردم بود


خدا را شكر مى‌كنيم كه ملت ما بيدار است. خدا را شكر مى‌كنيم كه جوانان ما بيدارند. خدا را شكر مى‌كنيم كه شما دانشجويان بيداريد. اما دانشجويان! بيدار بمانيد. دانشجو بايد احساس سياسى داشته باشد، درك سياسى داشته باشد، تحليل سياسى داشته باشد. بنده در قضاياى تاريخ اسلام اين مطلب را مكررا گفته‌ام كه، چيزى كه امام حسن مجتبى عليه‌السلام را شكست داد، نبودن تحليل سياسى در مردم بود. مردم، تحليل سياسى نداشتند. چيزى كه فتنه‌ خوارج را به‌وجود آورد و اميرالمؤمنين عليه‌السلام را آن‌طور زير فشار قرار داد و قدرتمندترين آدم تاريخ را آن‌گونه مظلوم كرد، نبودن تحليل سياسى در مردم بود والا همه‌ى مردم كه بى‌دين نبودند. تحليل سياسى نداشتند. يك شايعه دشمن مى‌انداخت؛ فورا اين شايعه همه جا پخش مى‌شد و همه آن را قبول مى‌كردند!

«رهبر انقلاب در ديدار دانش‌آموزان و دانشجويان به مناسبت "روز ملى مبارزه با استكبار " 12/08/1372»



برچسب‌ها: امام حسن, ع, امام غریب, تنهاترین سردار, بقیع
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:42 ] [ ابر بهار ] [ ]

خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان 

 

 اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

 

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

 

و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

 

و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

 

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...

 

پدر می‌شود یتیمان را و مادر

 

برادر می‌شود محتاجان برادری را

 

 همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را

 

 طفل می‌شود عقیمان را

 

امید می‌شود ناامیدان را

 

 راه می‌شود گمگشتگان را

 

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را

 

 شمشیر می‌شود رزمندگان را

 

 عصا می‌شود پیران را

 

 عشق می‌شود محتاجان به عشق را

 

...

 

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...

 

 به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

 

بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا

 

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

 

و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک

 

و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...

 

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

 

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

 

بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

 

 در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

 

و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...

 

مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟


برچسب‌ها: خدا, عشق, ملاصدرا, پاکی, نجابت
[ شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ] [ 19:9 ] [ ابر بهار ] [ ]

با پای پیاده هم که شده سفر کن، در ماندن میپوسی!



برگرفته شده از zareh.blog.ir

برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
[ شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ] [ 18:53 ] [ ابر بهار ] [ ]
52564569004874762282.jpeg

دل را اگر از حسين(ع) بگيرم چه كنم؟
بي عشق حسين(ع) اگر بميرم چه كنم؟
فردا كه كسي را به كسي كاري نيست
دامان حسين(ع) اگر نگيرم چه كنم؟


برچسب‌ها: لبیک یا حسین, عاشورا, محرم, فلسفی, عارفانه
[ چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ ] [ 6:54 ] [ ابر بهار ] [ ]

...


سرم را می توانم گرم کنم...


اما دلم..


دلم نه...


دلم گرم نمیشود!


دلم گرم نمیشود


گرم نمیشود


...

آقا خرابم کن خرابم کن...

دوباره بسازم و نابم کن...

آقا میدونم چی میخای بگی

این بار محکم تر بسازم که درمقابل زلزله ها محکم تر باشم آقا...

محکم وایسادن سخته

مخصوصا واسه آدم ضعیفی مثل من خیلی سخته...


برچسب‌ها: لبیک یا حسین, عاشورا, محرم, فلسفی, تربیت نفس
[ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 17:1 ] [ ابر بهار ] [ ]

عجب دوره ایست به "اینجا دوربین مدار بسته نصب است" بیشتر توجه می کنند

  ولی به "عالم محضر خداست" کسی توجهی ندارد...


برچسب‌ها: سوره عشق, جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه
[ چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 18:15 ] [ ابر بهار ] [ ]
  حسین بیشتر از آب تشنه عدالت بود، افسوس که به جای افکارش زخمهایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم می‌آید...

  حاج ....مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

کل یوم عاشورا  یعنی...۱۰ روز و شب ...غم و گریه کل ارض کربلا  یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم می‌رود تا سال بعد !تا یاد بعد...  

کلُ ارضٍٍ کربلا یعنی کربلای واقعی همینجاست...

و حسین بیش از هرچیز تشنه ی لبیک بود نه آب...

آیا ما هم جزء لبیک گویانیم؟؟؟


برچسب‌ها: لبیک یا حسین, عاشورا, محرم, فلسفی, عارفانه
[ چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 4:14 ] [ ابر بهار ] [ ]

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه


السلام عليك يا ميثاق الله الذي اخذه و وكده

السلام عليك يا وعد الله الذي ضمنه

اللهم عجل لوليك الفرج


برچسب‌ها: دلت پاک باشه, امام زمان, حجاب, ظهور, عشق
[ یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 20:10 ] [ ابر بهار ] [ ]

خوش دارم هیچ‏کس مرا نشناسد


هیچ‏کس از غم‏ها و دردهایم آگاهی نداشته باشد،

هیچ‏کس از راز و نیازهای شبانه‏‌ام نفهمد

هیچ‏کس اشک‏های سوزانم را در نیمه‏‌های شب نبیند

هیچ‏کس به من محبت نکند

هیچ‏کس به من توجه نکند

جز خدا کسی را نداشته باشم

جز خدا با کسی راز و نیاز نکنم

جز خدا انیسی نداشته باشم

جز خدا به کسی پناه نبرم


برچسب‌ها: خاطرات طنز دفاع مقدس, ایمان, عشق, رزمنده, خاطره
[ یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 10:25 ] [ ابر بهار ] [ ]

از ترس فاسد شدن ، دلت را حراج نکن

خشک کردن هنوز هم جواب میدهد!


برچسب‌ها: سوره عشق, جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه
[ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:4 ] [ ابر بهار ] [ ]
در آستانه مهر قلم ها گوش تیز می کنند تا در دفتر انتظار اینگونه دیکته کنند ، ابری نیست ، ماه پشت ابر نیست ، او آمد ، او در باران آمد ...


اللهم عجل لولیک الفرج . . .


برچسب‌ها: اللهم عجل لولیک الفرج, لبیک یا مهدی
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:38 ] [ ابر بهار ] [ ]
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:28 ] [ ابر بهار ] [ ]
دست همیشه برای زدن نیست 

کار دست همیشه مشت شدن نیست 

دست که فقط برای این کار ها نیست 


گاهی دست میبخشد 


نوازش میکند ..... احساس را منتقل میکند

 
گاهی چشمها به سوی دست توست
 

دستت را دست کم نگیر . . .



برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ ابر بهار ] [ ]
خدایا؛
جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست...
سوره ای که اینگونه آغاز شود:
و قسم به روزی که دلت را می شکنند و جزخدایت مرهمی نخواهی یافت

برچسب‌ها: سوره عشق, جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 17:35 ] [ ابر بهار ] [ ]
شب آرامي بود

مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود

زندگي يعني چه؟



به ادامه مطلب یروید


برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 16:0 ] [ ابر بهار ] [ ]

زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید
جای شماره به او امنیت بدهید

او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مورد نظرتان!!!!


بگذارید وقتی زن ایرانی، مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبیند
احساس امنیت کند ؛ نه احساسترس


بیایید فارغ از جنسیت...
کمی هم مــَــرد باشیم...



برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 0:5 ] [ ابر بهار ] [ ]



الهي دستتان بشكند!


يكبار در جبهه آقاي «فخر الدين حجازي» آمده بود براي سخنراني و روحيه دادن به رزمندگان. وسطهاي حرفاش به يكباره با صداي بلند گفت: «آي بسيجي‌ها !» همه گوشها تيز شد كه چيمي‌خواهد بگويد. ادامه داد: «الهي دستتان بشكند!»...
عصباني شديم. مي‌دانستيم منظور ديگري دارد اما آخه چرا اين حرف رو زد؟
يك ليوان آب خورد و گفت: «گردن صدام رو !!!»
اينجا بود كه همه زدند زير خنده!


برچسب‌ها: خاطرات طنز دفاع مقدس, ایمان, عشق, رزمنده, خاطره
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:42 ] [ ابر بهار ] [ ]

بعضی اوقات به ما سهمیه كمپوت و كنسرو می دادند. من همیشه روی تمام وسایل خودم علامت می گذاشتم. یك روز كه به ما سهمیة كمپوت دادند، رویش علامت همیشگی را گذاشتم «هوالباقی». كمپوت را گذاشتم كنار سنگر. فردا رفتم سراغش و دیدم سبك است و از زیر خالی شده است. رویش هم نوشته شده بود «هو الخالی»!!!! كار سید مهدی بود. بعدها تو شلمچه شهید شد.

                   
برچسب‌ها: خاطرات طنز دفاع مقدس, ایمان, عشق, رزمنده, خاطره
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:41 ] [ ابر بهار ] [ ]

اكثر عملیات ها به خاطر مسائل مختلفی در اسفندماه انجام می شد. منطقه جنوب هم گاهی شب های بسیار سردی داشت.

یه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه ها را جمع كرد و با صدای بلند گفت: كی خسته است؟

گفتیم: دشمن.

صدا زد: كی ناراضیه؟

بلند گفتیم: دشمن

دوباره با صدای بلند صدا زد: كی سردشه؟

ما هم با صدای بلندتر گفتیم: دشمن

بعدش فرماندمون آروم گفت: خدا خیرتون بده حالا كه سردتون نیست می خواستم بگم كه پتو به گردان ما نرسیده!!!

برچسب‌ها: خاطرات طنز دفاع مقدس, ایمان, عشق, رزمنده, خاطره
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ ابر بهار ] [ ]

مرد باشی یا زن، مرگ تمام ات میکند

انسان باش تا جاودانه زندگی کنی . . .



برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 13:55 ] [ ابر بهار ] [ ]

چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد...
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر عدو را با سیاهی چادرشان به خاک سیاه نکشانند...
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر سیاهی چادرشان حرمت خون شهیدان را به عالمیان ننمایاند...
چادری ها زهـــــــــرایی نیستند!
اگر منتظـــــــــر یوسف گمگشته ای نباشند...
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر فکرشان،هدفشان،راهشان،نگاهشان،عشقشان و حجابشان فاطمی نباشد...


برچسب‌ها: جملات الهام بخش, جملات بزرگان, زندگی, محاسبه, مردم
[ یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 22:4 ] [ ابر بهار ] [ ]


امروز مقاله جالبی تحت عنوان وضعیت اورژانسی حجاب به قلم برادر بزرگوار آقای محمد رضا زائری را داشتم می خواندم. مقاله جالبی بود و آن را پسندیدم. نکته جالبی که در این مقاله به چشم می خورد نگاه واقع بینانه به مسائلی است که سالهاست دچار یک نوع عوام زدگی و دوری از واقعیت شده بود. موضوعی هم چون حجاب و بحثی مثل ولایت فقیه که متأسفانه مورد بازی عده ای  قرار گرفته است.

این نگاه عوامانه بسیار شبیه نگاه عوامانه ای است که در قرون وسطی به کلیسا و به خصوص به پاپ در میان مسیحیت آن زمان وجود داشت .

در اوخر قرون وسطی پاپ قدرت فوق­العاده ای پیدا کرده بود و در حد فرشته شمرده می شد و او را قدیس می دانستند. مقامی بالاتر از پاپ غیر از مقام خداوند وجود نداشت. اعتراف نامه­ها، مالیات­های سنگین و فساد درونی کلیسا موجب شد که کم کم جرقه اصلاحات در جهان مسیحیت زده شود. این قدرت فاسد به قدری رشد کرده بود که هر گونه صدای مخالفی به شدت سرکوب می شد.

از جمله افرادی که در اوج اقتدار پاپ سعی داشتند مسیحیت را از این افکار متحجرانه پاک کنند جان ویکلیف است. او منکر این شد که کشیش رابط بین خدا و خلق­اش است. هم­ چنین او منکر این شد که کشیش بتواند هم ­چون عیسی مسیح در مراسم عشای ربانی نان را تبدیل به گوشت عیسی و شراب را تبدیل به خون عیسی کند. او اعتراف گرفتن از گناه­ کاران را غیر مشروع دانست.

او در سال 1381 از دانشگاه آکسفورد اخراج شد. در سال 1384 او را به رم جهت محاکمه فراخواندند. برخی می گویند او در راه رم سکته کرد و از دنیا رفت.

شورائی به نام کنستانس وجود دارد. کُنستانس نام شهری در آلمان است. در سال 1415 در این شهر شورائی تشکیل شد که 45 مورد از آراء جان ویکلیف را پس از مرگ او مردود دانست. لذا استخوان­هایش را از قبر در آوردند و در رودخانه­ای انداختند.

با این وجود او پیروانی داشت که لولاردها نامیده می­شوند. این واژه از کلمۀ هلندی «لولارد» به معنای زمزمه کردن گرفته شده است. پس از این­که کلیسا آراء جان ویکلیف را مردود دانست، پیروان­اش از ترس محاکمه شدن توسط کلیسا در گوشه­ای زمزمه­وار عقاید خود را مطرح می­کردند لذا به این نام مشهور شدند.

در نهایت این تلاش مصلحان در جهان مسیحیت ثمر داد و جرقه نهائی اصلاحات در جهان مسیحیت توسط مارتین لوتر زده شد.

امروزه نیز ما دچار این افراط و تفریط ها شده ایم. در صلوات شعبانیه (که در ماه شعبان خوانده میشود) این فقرات راجع به ائمه آمده است: الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق‏ یعنی کسی که بخواهد از امام جلو بیفتد از دین خارج شده است. کسی که از امام عقب بیفتد نابود است و تنها کسی به حق می رسد که همراه او باشد.

در سالهای اخیر مقام معظم رهبری نسبت به افراط در مسائل پیرامون خودشان بارها تذکر دادند. در جمعی که خدمت ایشان رسیده بودند و تعابیر غلو آمیز نسبت به ایشان نموده بودند ایشان با لحنی عتاب آلود آن را از بکار بردن این تعابیر در حقشان نهی کردند. از همان اوائلی که ایشان به  رهبری رسیدند، جلوی کسانی را که نسبت به ایشان تعبیر به امام خامنه ای کرده بودند ایستادند. جالب این جا است همان کسی که به شدن مدافع این تعبیر(امام خامنه ای) بود بعدها دچار انحرافاتی شدید شد و به زندان افتاد.

ای کاش بیداری در میان انقلابیون و قشر طرفدار انقلاب به وجود می آمد و با مسئله ولی فقیه و ولایت فقیه با نگاهی صحیح و علمی و به دور از عوام زدگی نگاه می کردند.

حقیقتا وقتی سخنان بزرگوارانی را که  مقام معظم رهبری را تالی تلو معصوم می دانند می خوانم نگران می شوم. هنگامی که سخن آن بزرگوار را که می شنوم که گفت کسی که شواری نگهبان را قبول ندارد مفسد فی الارض است و حکم اش اعدام است با ید به خود بلرزم.  هنگامی که آن انسان بزرگوار می گوید که مقام معظم رهبری در هنگام ولادت یا علی گفت واقعا باید از ته دل گریست.

امیر سخن در عهد نامه اش به مالک اشتر از می خواهد که اطرافیانش را از ستایش خودش بازدارد و درعلت آن فرمودند  فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِي مِنَ الْغِرَّة

به امید آن روز که همگی در پیروی خط راستین ولایت فقیه صادق باشیم.


برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, خامنه ای, ضلالت, پاپ, کلیسا
[ دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:57 ] [ ابر بهار ] [ ]

قهوه‌ی مبادا... suspended coffee

 

این داستان شما را بیشتر از یک فنجان قهوه‌ی در یک روز سرد زمستانی گرم خواهد کرد...
 
با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم...
بسمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند...
و سفارش دادند:  پنج‌تا قهوه لطفا... دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا... سفارش‌شان را حساب کردند،
و دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند...
از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟
دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می‌فهمی...
 
  آدم‌های دیگری وارد کافه شدند... دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند...
سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل... سه تا قهوه برای خودشان و چهارتا قهوه مبادا...
همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم،
مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت... با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟
خیلی ساده‌ ست! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند...
سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد...
بعضی‌ جاها هست که شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید،
بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید...
قهوه مبادا برگردانی‌ است از........ suspended coffee
نتیجه اخلاقی:
گاهی لازمه که ما هم کمی سخاوت بخرج بدهیم و قهوه مبادا... ساندویچ مبادا... آب میوه مبادا... لبخند مبادا... بوسه مبادا...و مباداهای دیگر...
که دل خیلی ها از اونا می خواد... و چشم انتظارند... که ما همت نموده و قدمی در سرزمین صورتی محبت و عشق بگذاریم ...
و به موجودات زنده... و بخصوص به انسانهای امیدوار و آرزومند توجهی کنیم...
بیاییم و پیام های مبادا را هم برای کسانی که دوستشان داریم بفرستیم...
لطفااین پیام مبادا را برای دوستانت که دوستش داری و حتی برای خودم نیزبفرست...

برچسب‌ها: اخلاق, بخشندگی, داستان, قهوه مبادا
[ سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 22:52 ] [ ابر بهار ] [ ]

و تو ای خواهرم ، قبل از هرچیزی دشمن از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من این چنین باش تا مرید زینب باشی…

شهید امیر ممسنی

[ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 22:30 ] [ ابر بهار ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تاریخ تولد وبلاگ: 25/5/91


•••••••••••••••••••••••••••••••••••

دوست خوبم!!!!
رايحه گلخانه هاي نهاني ات را
به بادهاي هرزه مبخش
و عطر آسماني ديدارت را
به آيينه هرجايي مفروش
مگذار سوداگران اندام
كالاي آسماني نگاهت را
در مغازه تماشا حراج كنند
و تاجران هوس
كنيزكان لبخند تو را
به مزايده خواجه گان بگذارند.
......................................................................

علم ايمان متمم و مكمل يكديگرند

علم سرعت مي دهد و ايمان جهت.

علم انقلاب بيرون است و ايمان انقلاب درون.

علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز.

علم زيبايي انديشه است و ايمان زيبايي احساس.

علم زيبايي عقل است ايمان زيبايي روح.

علم جهان را با انسان سازگار مي كند و ايمان انسان رابا خودش.

[از كتاب انسان وايمان شهيد مطهري]


برچسب‌ ها
عشق (15)
مردم (10)
ع (3)
خدا (3)
naghi (2)
س (2)